هر ساله با ورود به نیمه دوم سال و آغاز مهرماه، نگاهها به سمت و سوی صادرات می چرخد و همزمان با بازگشایی مدارس، آزمون انتخاب صادرکنندگان نمونه آغاز شده و تا بیست و نهم مهرماه یعنی روز ( ملی ) صادرات ادامه پیدا می کند. در این دوره زمانی یکماهه، انگار وارد دنیای دیگری می شویم.
صادر کنندگان بر صدر می نشینند؛ درب اتاق مدیران سیاستگذار و حکمران به روی آنها باز می شود و حتی اجازه دارند با وزیر صمت، گفتگوی تلفنی داشته باشند( نقل به مضمون جمله یکی از وزرای سابق صمت که یکی از امتیازات و مشوقهای صادر کنندگان نمونه را هم کلامی با وزیر صمت اعلام کردند.) این پایان کار نیست؛ صادرکنندگان؛ سربازان خط مقدم نبرد اقتصادی معرفی می شوند؛ توسعه دهنده کشور و تامین کننده صالح ارز کشور نامیده شده و در یک کلام چنان مقام والایی به جامعه صادرکنندگان اعطا می شود که سایر فعالان اقتصادی به حال ایشان، غبطه می خورند.
اما با رسیدن عقربه های ساعت به دوازده روز بیست و نهم مهرماه همه چیز رنگ می بازد؛ انگار از خوابی شیرین برخاسته ایم و رویایمان به حقیقت نپیوسته است. سخنرانان، صحبتهای خود را بیان کرده اند و لوحهای تقدیر توسط مسوولان به صادرکنندگان نمونه اهدا شده است و وعده های آنچنانی از سوی حکمرانان داده شده است؛ مشکلات بازگشت ارز حاصل از صادرات رفع می شود؛ چالشهای حمل و نقل مرتفع می شود؛ شورایعالی صادرات، احیا می شود؛ هزینه های تحریمها را کاهش می دهیم؛ بازارهای جدید را فتح می کنیم؛ قول می دهیم تصمیمات جزیره ای اتخاذ نکنیم؛ تشکلها را به رسمیت می شناسیم و در یک کلام صادرات و تجارت خارجی را از حاشیه به متن می آوریم و قس علی هذا.
اما شیرینی این وعده ها که با فلشهای دوربین عکاسان و خبرنگاران و تشویق ممتد حاضران همراه شده است؛ دیری نمی پاید و با طلوع خورشید سی ام مهرماه، همه چیز به تنظیمات کارخانه بازمی گردد. صادرکنندگان به متهمان ردیف اول مشکلات ارزی متهم می شوند؛ بعضا قاچاقچی ارز می شوند و برخی هم به مراجع قضایی معرفی می شوند. دیالوگها با مدیران و مسوولان به مونولوگهای دستوری از سوی حکمرانان و سیاستگذاران تبدیل شده و تصمیمات، در خلا و بدون حضور ذینفعان ( صادرکنندگان) اتخاذ می شود.
دیگر خبری نه از وعده و وعید است و نه پیگیری اجرایی شدن وعده ها و تعهدات قبلی. حداکثر کاری هم که انجام می شود برگزاری روزهای ملی صادرات استانی و تقدیر از صادرکنندگان نمونه استانی است که آن هم مسیر روز ملی صادرات را ادامه می دهد.
به هر حال به نظر می رسد روز ملی صادرات باید روزی در جهت تسهیل و ترویج تجارت خارجی و صادرات باشد و به جای تقدیرهای تکراری و فاقد اثرگذاری ؛ بر سیاستگذاری و برنامه ریزی صحیح و ارزیابی اقدامات انجام شده در طول سی سال گذشته تمرکز شود.
مشکلات و معضلات فراروی صادرکنندگان مشخص بوده و در طول سی سال گذشته و در شرایط مختلف بیان شده و حتی راهکارهای اجرایی مرتفع کردن آنها از سوی کارشناسان و جامعه صادرکنندگان تبیین شده است. لذا بر حکمران و سیاستگذار تجاری و ارزی کشور فرض است که حرکت در خلا را متوقف نموده و ضمن اتخاذ تصمیمات مبتنی بر راهکارهای ارائه شده، جزیره ای عمل نمودن را کنار گذاشته و در زیر چتر واحد شورایعالی توسعه صادرات غیر نفتی احیا شده، توسعه صادرات را هدایت نمایند.
نکته پایانی اینکه، رییس جمهور محترم ، مکررا و در اظهار نظری بخردانه، ناتوانی دولت در رفع بسیاری از معضلات را اعلام و دست نیاز به مساعدت به سوی همه مردم ایران دراز نموده اند.
اینکه در حوزه های مختلف مدیریت میانی، در برابر این دیدگاه صادقانه، مقاومت شده و با بهانه های مختلف؛ دیدگاهها و اندیشه های بدیع و حداقل؛ قابل توجه را به کناری نهاده و بر طبل اجرای راهکارهایی زده می شود که بعضا در تضاد و تنافی با یکدیگر است؛ ادامه همان مسیری است که تنزل جایگاه تجارت خارجی و صادرات غیر نفتی را به دنبال دارد.
در سی امین سالروز( ملی) صادرات، باید نگاهی نو به صادرات داشت و این روز، آغاز اجرای برنامه های توسعه صادرات با نگاهی دقیق و کارشناسانه به تحریم و محاصره باشد؛ تحریمهایی که سالهاست هزینه های زیادی نه برای رفع آنها بلکه برای دورزدن آنها پرداخته ایم و محاصره ای که موجودیت صادرات و بقای صادرکنندگان را نشانه رفته است.
اگر حکمران و سیاستگذار تجاری خود را از حاشیه ها رهانیده و در متن جامعه تجاری کشور و با استفاده از نظرات سایر مجموعه های خصوصی و دولتی و از همه مهمتر فعالان تجاری و اقتصادی، تصمیم گیری و سیاستگذاری کرده و از آزمون و خطا در حوزه های مختلف خارج شود؛ در این صورت، روز (ملی) صادرات، کارکرد حقیقی خود را به منصه ظهور رسانیده و در سایه وفاق و همدلی و به دور از تعصبات جاهلانه، می توان آینده خوبی برای تجارت خارجی و نهایتا توسعه کشور عزیزمان، پیش بینی کرد.







